تبليغاتX
واران

۱

برخيز که مهمان عزيز آمده است

از گردنه های تند و تيز آمده است

گل در قدمش بريز دامن دامن

پاييز عزيز برگريز آمده است

۲

در شهر چقدر چشم آهو شد سبز

در بهت محله مان هياهو شد سبز

رفتم سر کوچه و دم از عشق زدم

در سينه ی من هزار چاقو شد سبز

۳

من بی تو...مگر ...مگر منی بی تو هست؟

از زندگی بدون تو شستم دست

تصميم گرفتم از خودم بگريزم

مرگ آمد و بند کفشهايم را بست

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |