تبليغاتX
واران

...

با دیدن تو دست و دلم می لرزد

زیبایی تو چقدر وحشتناک است!

انگار که چاره ای ندارم دیگر

دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |