...
باد بی ضلع
از جانب خالی می وزد
من پشت ترسی سنگر گرفته ام
که کلماتتٍٍتٍتتٍتٍتتٍتتٍتتٍم را از سرم می پراند
و این گلوله ها
چقدر خوب بلدند عربی حرف بزنند
من اما زبان مادری ام سنگ شده است
کلاه خود گشادی سرم گذاشته اند
کمین خورده ام
و این جزیره
سالهاست مجنونم کرده است.