تبليغاتX
واران

...

باد بی ضلع

از جانب خالی می وزد

من پشت ترسی سنگر گرفته ام

که کلماتتٍٍتٍتتٍتٍتتٍتتٍتتٍم را از سرم می پراند

و این گلوله ها

چقدر خوب بلدند عربی حرف بزنند

من اما زبان مادری ام سنگ شده است

کلاه خود گشادی سرم گذاشته اند

کمین خورده ام

و این جزیره

سالهاست مجنونم کرده است. 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |