تبليغاتX
واران

ا...

 

لب های من و تو قطره قطره باران

رفتیم  من  و  تو  زیر  چتر  باران

یک هایکو-بوسه ی طلایی شده است

سطر من و

  سطر تو و

    سطر باران

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

م...

 

ماسیده شب و سکوت در رگ هایش

چادر زده عنکبوت در رگ هایش

ایلام و هزار زخم کاری بر تن

خون مردگی بلوط در رگ هایش

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

 

ب...

با آنکه برای شعله هایش حد نیست

از حال بلوط اگر بپرسی بد نیست

می سوزد و می سوزد و... نه! می رقصد

این سوختگی هنوز صد در صد نیست

 

***

بلوط های جوان منتشر شد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ا...

از پل های زیادی پریده ام

در رودخانه های بسیاری غرق شده ام

بارها

شاخ به شاخ شده ام با زندگی

بارها

گلوله خورده ام

و بارها

مرده ام

عشق

از من یک بدل کار حرفه ای ساخته است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |