تبليغاتX
واران

ب...

بر خاك نشست و غربت اندوزي كرد

بر دامن خويش ، زخم گل دوزي كرد

ايلام  ، زن  بلوطي  قصه ي  ما

يك روز به تنگ آمد و خودسوزي كرد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ا...

انگار  تمام  باورم  زخم  شده

یک ایل بلوط در سرم زخم شده

ایلام چه دست های زبری دارد

مثل کف دست پدرم زخم شده

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

س...

سیگاری نیستم

اما

به تو که فکر می کنم

مزرعه ی بزرگی از توتون

در سرم آتش می گیرد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |