ر...
روی پیغام گیر
سکوت تو موج می زند
شماره ات را می گیرم
زنی که در تابلو مینیاتور است
فالگوش می ایستد
آن سو
تویی که حرف می زنی
این سو
گوشی دست مردی است
که نمی شناسمش!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|
ا...
از عطر تنت چنار احساس گرفت
در دست هزار شاخه ی یاس گرفت
بیدی که تو در سایه ی آن خوابیدی
ناگاه شکوفه داد و گیلاس گرفت
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|
د...
دوست داشتنت
ماهی گیری با تور سوراخ است
داشتنت
صید نهنگ است با قلابی کوچک!
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|