بهاریه!!
۱
امسالم و پیرارم و پارم رد شد
از شهر جوانی ام قطارم رد شد
مانند زنی سبزه بهار عمرم
زنبیل به دست از کنارم رد شد
۲
من نام کسی نخوانده ام الا تو
با هیچ کسی نمانده ام الا تو
عید آمد و من خانه تکانی کردم
از دل همه را تکانده ام الا تو
***
او نویسی هم آمد

سر فرصت برای دوستان می فرستم
***
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|
