تبليغاتX
واران

ت...

تخمی از لانه بیرون می افتد

و می شکند

زندگی

بچه گنجشکی را غافلگیر می کند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

چ...

چندی است که با خواب خودم تنهایم

از  چوب  تراشیده  شده  رویایم

تنهایی ام از مرگ به من ارث رسید

من پیر قبیله ی مترسک هایم

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

مادربزرگ و مرگ

۱

مادر بزرگ را به بیمارستان می برند

دو فرشته

زیر بغلش را گرفته اند

۲

مادر بزرگ را

پیچیده در ملافه ای سفید

به خانه می آورند

هنوز

کلید صندوقچه اش

بر گردنش آویزان است

۳

روی قبر مادربزرگ آب می ریزیم

رویاهایش گل آلود می شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |