تبليغاتX
واران

ز...

زنبیل پر از ترانه در دستش بود

یک نامه ی عاشقانه در دستش بود

ختم صلوات داشت باران انگار

تسبیح هزار دانه در دستش بود

***

قدم زدن یک کروکودیل در رباعی نقد انسیه موسویان بر >کم کم کلمه می شوم< روزنامه جام جم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ب...

با سرعت بی مهار واگن هایش

با لشکر بی شمار واگن هایش

از   دور  قطار  زندگی  می  آید

تنهایی و مرگ بار واگن هایش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ا...

از آتشم و زبانه ام گم شده است

از بادم و آشیانه ام گم شده است

از آبم  و رود  رود  سر گردانم

در خاک کلید خانه ام گم شده است

 

***

مروری بر رباعی امروز

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

برای میثم یوسفی ، شاعر و ترانه سرا

چون رود ، روان شدی ، رها و سر مست

دریا  کم کم  به موج هایت پیوست

باران دارد به سمت تو می آید

هر قطره گرفته است چتری در دست


***
متن کامل نقد دکتر بهرام پرور را می توانید اینجابخوانید و نظر بدهید


 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |