از دوستت دارم...
۱
دو خرگوش سفید
در پیراهنت
می خواهم شعبده باز شوم
۲
دو کلمه از من دوری
دوستت دارم
۳
ابدیت را نصف می کنیم
یک بوسه من
یک بوسه تو
۴
دوستم هم نداشته باشی
دوستم داری!
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|
د...
دنبال دل تو راه افتاد دلم
در وسوسه ي گناه افتاد دلم
مي خواست ستاره اي بچيند از تو
توي گل و لاي ماه افتاد دلم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|
ی...
یک حادثه یک درنگ اندک در هم
جاری شدن دو رود کوچک در هم
جز عشق مگر چه می تواند باشد
پیچیدن چند شاخه پیچک در هم
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|
ه...
هرچند که خشک چوب این جالیزم
از جای خودم درخت بر می خیزم
از زندگی مترسکی خسته شدم
دارم به خودم کلاغ می آویزم
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي
|