تبليغاتX
واران

م...

من حاصل خلق و زایش او هستم

در  معرض  آزمایش  او هستم

از پیش همیشه نقش  من معلوم است

(آدم بده)ی  نمایش  او  هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

د....

در شعر خود اعتراض می کاشت جلیل

هی پنجره های باز می کاشت جلیل

میلیونر  شهر  می شد  امروز   اگر

جای  کلمه  پیاز  می کاشت  جلیل !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ی....

یک آینه ی اسیر شکلک شده ام

پیش تو هزار بار کوچک شده ام

از حافظه ات چه زود پاکم کردی

یک آی دی سوخته ی هک شده ام

***

نقد داوود ملک زاده بر (انجیل به روایت جلیل) -روزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ن...

ناگاه سراسیمه سر آمد دریا

موجی زد و از خودش در آمد دریا

دنبال بنفش آبی چشمانت

عریان به میان بندر آمد دریا

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

پ

 

پایان تاریخ

فلسفه

انسان

پایان پایان را اعلام کرده اند

-من دارم برای چه کسی شعر پست مدرن می گویم؟-

عجب مدینه ی فاضله ایست

نمی دانم

سر به کدام خیابان بگذارم

که جناب افلاطون

یقه ام را نچسبد

اصلن به من چه که نیچه چه در دهان زرتشت گذاشته است

من هم که سر از هیچ در نمی آورم

پایان شعر را اعلام می کنم

دیرم شده

باید

برای ارسطو

مای بی بی بخرم!

***

 

پانویس!:

ارسطو:پسرم

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |