X
تبلیغات
واران
تاريخ : شنبه چهارم خرداد 1392 | 8:44 | نویسنده : جليل صفربيگي
یزد

آتشکده ای به آتش خود مومن

اقیانوس کویر در خود ساکن

افراشته بادبان سنگی در باد

یک کشتی خشتی نشسته در شن





برچسب‌ها: شهرآدم ها, رباعی, یزد

تاريخ : چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 | 9:2 | نویسنده : جليل صفربيگي

الیمایس

هشت چارانه

کش دادن مرگ

در غرفه انتشارات فصل پنجم واقع در شبستان -راهرو 16-پلاک 3

و نت های تنهایی-گاوصندوق بر پشت مورچه کارگر-شین-سونات بلوط-اونویسی و...در غرفه انتشارات سپیده باوران عرضه می شوند

دیگر اینکه چهارشنبه 18اردیبهشت مهمان دوستان دانشگاه  خلیج فارس بوشهر خواهم بود .انشاالله


***

درباره آنات

با تشکر از همراهی و پیشنهادات دوستان عضو سایت آنات، علی رغم اینکه خیلی از دوستان پیشنهاد دادند که هزینه ی راه اندازی سایت و اجاره سرور را اعضا بپردازند اما به دلایلی با این کار موافق نبودم .صرفا به احترام دوستان عضو سایت ، مذاکراتی با سایت پرشین بلاگ داشتم که قرار شد دوستان این سایت زحمت تامین هاست آنات را بکشند.به زودی انشاالله شاهد راه اندازی مجدد سایت آنات خواهیم بود.



برچسب‌ها: الیمایس, هشت چارانه, نمایشگاه کتاب

تاريخ : شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 | 10:29 | نویسنده : جليل صفربيگي
سلام

اول اینکه قرار است انتشارات فصل پنجم برای نمایشگاه کتاب امسال همه ی شعرهایم را در یک مجموعه منتشر کند.اسم این مجموعه را گذاشته ام (الیمایس).الیمایس نام قدیم ایلام است به زبان یونانی و به معنای کوهستان.312 صفحه شده . حدود پانصد رباعی و صد و پنجاه سپید و تعدادی غزل و دوبیتی.البته این مجموعه حذفیات زیادی هم داشت حدود سی شعر حذف شدند و تعدادی هم اصلاح!جالب اینکه شعرهای حذف شده پیش از این همه مجوز گرفته بودند و در کتاب های قبلی ام هستند.قیمت این مجموعه هم ناقابل است البته!!دوازده هزار تومان!!.البته اگر تک تک مجموعه ها-حدود 14 تا- خریداری بشن قیمتش بیشتر از این میشه.به هرحال الیمایس به زودی منتشر میشه .

الیمایس.

دفتر اول شعرهای جلیل صفربیگی

انتشارات فصل پنجم

.

خبرهای دیگر کتاب ها را هم قبل از نمایشگاه می نویسم.

دیگر اینکه امروز  شنبه قرار است به همراه استاد فرهاد شاهمرادیان مهمان دوستان عزیز کرمانشاهی باشیم.ساعت سه و نیم عصر.حوزه هنری کرمانشاه.



برچسب‌ها: الیمایس

تاريخ : پنجشنبه هشتم فروردین 1392 | 12:34 | نویسنده : جليل صفربيگي

خ...

خندیدی و بر روی تو خندید طلوع

از چشم تو کرد عشق و امید طلوع

در پیرهن تو زودتر صبح شده

کرد از تن روشنت دو خورشید طلوع





تاريخ : پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 | 21:34 | نویسنده : جليل صفربيگي

ا...

این صفحه ی مانیتور من؟نه تن توست

این شعله ی سرکش از تن روشن توست

باریدن  انگشتانم  بر  کیبورد

واکردن دکمه های پیراهن توست


***

دوم اینکه (کش دادن مرگ) منتشر شد.

آخر هم اینکه یکشنبه 20 اسفند در دانشگاه صنعتی امیرکبیر در برنامه هفت شین شعرخوانی خواهم داشت انشاالله.



برچسب‌ها: کش دادن مرگ, رباعی, دانشگاه امیرکبیر

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 | 20:25 | نویسنده : جليل صفربيگي

ب...


بستند به دست خود دهانم که نپرس

دادند چنان شعله نشانم که نپرس

طوری که خدا به جا نمی آوردم

شیطان رجیمی آن چنانم که نپرس


***

یک نکته راجع به آنات

با تشکر از پی گیری دوستان، استحضار دارید که آنات به هیچ جایی وابسته نبوده ودر دو سال گذشته با هزینه شخصی آن را سرپا نگه داشته ام.برای تمدید هاست سالیانه ،مبلغ زیادی از سوی سایت پشتیبان تقاضا شده که حقیر توان پرداخت آن را ندارم.دوستان زیادی تماس گرفته اند و پیشنهاداتی داده اند که هنوز در مورد آنها به جمع بندی نرسیده ام.اگر کسی از دوستانی آناتی راه حلی داشت همین جا بنویسد انشاالله اواسط هفته آینده به جمع بندی می رسیم.



برچسب‌ها: رباعی, جلیل صفربیگی

تاريخ : سه شنبه دهم بهمن 1391 | 9:15 | نویسنده : جليل صفربيگي

دوستانی که تمایل به خرید اینترنتی کتاب های زیر دارند به این نشانی مراجعه کنند

http://www.bekhan.com/main/index.php?page=28&a=76245&pn=1



     


      


برچسب‌ها: خرید اینترنتی کتاب های جلیل صفربیگی

تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1391 | 8:57 | نویسنده : جليل صفربيگي

خیام

شیخ شوخی رساله ای در دستش

رقصان رقصان پیاله ای در دستش

از کارگه کوزه گری می آید

ابریق هزارساله ای در دستش


***

"کش دادن مرگ" مجموعه ای است از 90 رباعی و دوبیتی طنز من ،با مقدمه و انتخاب و همت دوست ارجمند و نویسنده و طنزپرداز توانا جناب محمدعلی مومنی، که توسط انتشارات فصل پنجم منتشر می شود





برچسب‌ها: خیام, شهرآدم ها, جلیل صفربیگی

تاريخ : جمعه بیست و دوم دی 1391 | 13:54 | نویسنده : جليل صفربيگي

واقعیت تلخ این روزهای ماست!


به بازار می روم

گوشت گران شده

برنج گران

چای گران

دستم از خالی جیبم بیرون نمی آید

زنی با کاسه ای در دست رد می شود

ادای مردی پولدار را در می آورم

و می روم



برچسب‌ها: عاشقانه های یک زنبور کارگر

تاريخ : جمعه پانزدهم دی 1391 | 17:48 | نویسنده : جليل صفربيگي

ه...

هی تیر و کمان و خنجر آورد که چه

آه از جگر همه بر آورد که چه

چشمانت آغامحمدخان چشمانت

چشم همه ی خلق در آورد که چه




برچسب‌ها: جلیل صفربیگی, رباعی, چشمانت

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | 19:10 | نویسنده : جليل صفربيگي

برای خوزستان


رودی زخمی که در نمک غوطه ور است

خاک تلخی که حاصلش نی شکر است

نخلی بی سر که ریشه در خون دارد

چاه نفتی که در خودش شعله ور است




برچسب‌ها: شهر, آدم ها, جلیل صفربیگی, رباعی برای خوزستان

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 20:14 | نویسنده : جليل صفربيگي

برای حضرت زینب سلام الله علیها

 

همراه تو بی بدیل باید باشد

ابراهیم خلیل باید باشد

از کرب و بلا ، کجاوه ی تو، تا شام

                                     بر شانه ی جبرییل باید باشد





برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : جمعه هفدهم آذر 1391 | 9:3 | نویسنده : جليل صفربيگي

1

 

زنجیر بیاور نکند دیر شود!

در شام مباد قحط زنجیر شود

دست من و دامنت بیا تیر بزن!

از ما نکند یزید دلگیر شود!!

 

2

یک عمر نماز شاممان را به یزید...

دادیم همه سلاممان را به یزید...

رو سوی کدام قبله کردیم مگر؟

ای قوم چه شد اماممان را به یزید...




برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : چهارشنبه هشتم آذر 1391 | 9:7 | نویسنده : جليل صفربيگي

 

یا زینب

در شام که کوچه ها چنین تنگ نبود

این قافله هم که قصدشان جنگ نبود

رفتیم به بام خانه هامان با شوق

دستان کداممان پر از سنگ نبود؟

 

 


برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : یکشنبه پنجم آذر 1391 | 20:18 | نویسنده : جليل صفربيگي

سلام بر زینب

 

"یا زینب" گفت وقتی افتاد حسین

"زینب !"زینب!" گفت و جان داد حسین

حتی نگذاشت تا که تنها برود

با او سر ِ خویش را فرستاد حسین

 

حق دارد اگر که خون ببارد زینب

همراه ، برادری ندارد زینب

با سر پی ِ خواهرش دویده تا شام

عباس چگونه می گذارد زینب...

 


برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : شنبه چهارم آذر 1391 | 9:8 | نویسنده : جليل صفربيگي

سلام بر عباس

"یا من هو اسمه دوا " عباس است

"یا من هو ذکره شفا" عباس است

کعبه است حسین و کربلا هم قبله

                                  در مذهب ما قبله نما عباس است





برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : جمعه سوم آذر 1391 | 9:41 | نویسنده : جليل صفربيگي

قصیده

بیتی است فقط قصیده ی عشق و وفا

دستان تو هر دو مصرع این بیت اند


برچسب‌ها: قصیده برای عباس, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه یکم آذر 1391 | 20:20 | نویسنده : جليل صفربيگي

برای حضرت عباس علیه السلام


نزدیک شد آسمان بیفتد به زمین

یک مرتبه کهکشان بیفتد به زمین

دستان بریده ات ستون عرش است

                                   نگذاشت که ناگهان بیفتد به زمین




برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 | 15:41 | نویسنده : جليل صفربيگي

م...

ماندم که چه حکمتی است در سر نیزه

قرآن و علی ، حسین و سر ، سر نیزه

صفین شده دوباره ، حالا رفته

                                    قرآن سر ِ حسین بر سر نیزه


***

از امشب تا پایان دهه محرم در برنامه (هزارو یک شب) شبکه چهار(شین )خوانی خواهم داشت.



برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 | 15:40 | نویسنده : جليل صفربيگي

م...

ماندم که چه حکمتی است در سر نیزه

قرآن و علی ، حسین و سر ، سر نیزه

صفین شده دوباره ، حالا رفته

قرآن سر ِ حسین بر سر نیزه


***

از امشب تا پایان دهه محرم در برنامه (هزارو یک شب) شبکه چهار(شین )خوانی خواهم داشت.



برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : شنبه بیست و هفتم آبان 1391 | 16:20 | نویسنده : جليل صفربيگي
سه رباعی دیگراز شین

1

ما را نه مگر عشق تلنگر زده است

با شعله ی روشنی که در حر زده است

در تاخت و تاز شمر و ابن سعدیم

در سینه ی ما یزید چادر زده است

 

2

ما را چه شده شکسته آیینه ی ما

لبریز شده زمانه از کینه ی ما

در تاخت و تاز شمر و ابن سعدیم

خرگاه یزیدیان شده سینه ی ما

3

ما را چه شده چرا همه خاموشیم

با آل یزید دست در آغوشیم

حالا که نمی رویم همراه حسین

شمشیر به دشمنان او نفروشیم

 


برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 | 15:30 | نویسنده : جليل صفربيگي

 

ت...

برای حضرت علی اصغر علیه السلام

تیری که نداشت از خدا پروایی

حتی نگذاشت تا که دست و پایی...

انگار که از سقیفه شلیک شده

هر شعبه اش آب می خورد از جایی

 

 


برچسب‌ها: شین, رباعی برای حضرت علی اصغر, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه هفدهم آبان 1391 | 13:28 | نویسنده : جليل صفربيگي
(روایی)را به (شین) تغییر نام دادم.شین در زبان کردی به معنای شیون است 

یک رباعی دیگراز شین

عشق آمد و یک لحظه سفر در تو نکرد

یک پلک به هم زدن نظر در تو نکرد

تو حر نشدی مگر چه کردی با خود

فریاد حسین هم اثر در تو نکرد

***

دوشنبه بیست و دوم آبان ساعت چهارونیم عصر در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شعرخوانی خواهم داشت انشاءالله




برچسب‌ها: شین, جلیل صفربیگی, رباعی عاشورایی

تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 12:37 | نویسنده : جليل صفربيگي

ی...

یک یک در خانه های ما را هم زد

در باز نشد پنجره ها را هم زد

انگار نبود هیچ کس در کوفه

حتی در خانه ی خدا را هم زد


***

چاپ دوم هشت چارانه از این مراکز قابل تهیه است



آدرس انتشارات و مرکز پخش : میدان انقلاب ابتدای کارگر جنوبی کوچه مهدیزاده پلاک 4 واحد 10

66909847ـ 66909848 ـ 09121591891

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اراک ـ سفیران طلائیه ـ 08612228593

اراک ـ کتابفروشی طلوع ـ 08612241025

اصفهان ـ فرهنگسرای اصفهان ـ 03112204029

اصفهان ـ کتابفروشی باستان ـ 03112229607

اهواز ـ کتابفروشی اسوه ـ 06112923315

اهواز ـ کتابفروشی جعفری زیتون ـ 06114454548

اهواز ـ کتابفروشی رشد ـ 06112217000

اهواز ـ کتابفروشی شرق ـ 06112210254

اهواز ـ کتابفروشی مُهام ـ 06113379073

آمل ـ شهر کتاب ـ 01212241155

بابل ـ کتابسرای بابل ـ 01113238306

بجنورد ـ کتابفروشی اندیشه سبز ـ 05842242536

بوشهر ـ کتاب شهر ـ 07715562292

بوشهر ـ کتابفروشی پارکی ـ 07712522631

بهبهان ـ کتابفروشی مهدی ـ 06713315590

تبریز ـ کتابفروشی شایسته ـ 04115561961

تبریز ـ کتابفروشی فروزش ـ 04113362929

تبریز ـ کتابفروشی کتاب آرمان شهر ـ 0411556367

تهران ـ دفتر شعر جوان ـ خیابان انقلاب ـ پاساژ فروزنده ـ 66498974

تهران ـ شهر کتاب ابن سینا ـ شهرک غرب ـ 88089595

تهران ـ شهر کتاب آرین ـ میرداماد ـ 22222757

تهران ـ شهر کتاب مرکزی ـ عباس آباد ـ 88408288

تهران ـ شهر کتاب هفت حوض ـ نارمک ـ 77920400

تهران ـ شهرکتاب کارنامه ـ نیاوران ـ 22285970

تهران ـ فروشگاه ایران گام ـ سیمنما ملت (پردیس) ـ 23162 ـ داخلی 173

تهران ـ فروشگاه اینترنتی پکتا ـ 88940303

تهران ـ کتاب داستان ـ خیابان پاسداران نرسیده به خیابان شهید کلاهدوز( دولت) ـ 22571778

تهران ـ کتابسرای نیک ـ پاساژ فروزنده طبقه منفی دو ـ 66480871

تهران ـ کتابفروشی بهمن ـ میدان ونک ـ 88641368

تهران ـ کتابفروشی پندار ـ ولنجک ـ 22426830

تهران ـ کتابفروشی تندیس ـ خیابان مطهری ـ 88892917

تهران ـ کتابفروشی جرعه ـ ایستگاه متروی هفت تیر ـ 09126906831

تهران ـ کتابفروشی خانه شاعران ایران ـ خیابان انقلاب پاساژ فروزنده ـ 66970131

تهران ـ کتابفروشی فرا روان ـ ستارخان ـ 44246715

تهران ـ کتابفروشی ققنوس ـ خیابان انقلاب اول خیابان منیری جاوید(اردیبهشت) ـ66460099

تهران ـ کتابفروشی کیهان ـ خیابان انقلاب روبروی دانشگاه تهران ـ 66403479

تهران ـ کتابفروشی لارستان ـ خیابان مطهری ـ 88899365

تهران ـ کتابفروشی مروارید ـ تقاطع خیابان انقلاب و دانشگاه ـ 66484027

تهران ـ کتابفروشی مولی ـ 66409243

تهران ـ کتابفروشی نقش ـ پاسداران ـ 22550473

تهران ـ کتابفروشی هوشیار ـ خیابان مطهری ـ 88724696

تهران فروشگاه اینترنتی آدینه بوک ـ 88319876

جهرم ـ کتابفروشی معطریان ـ 07912226649

دزفول ـ کتابفروشی رشد ـ 06412241012

دزفول ـ کتابفروشی وارثین ـ 06412254556

رشت ـ کتابفروشی بدر ـ 03112229607

رشت ـ کتابفروشی مهران ـ 01312254907

رشت ـ کتابفروشی میثاق ـ 09118760856

رفسنجان ـ کتابفروشی خورشید شب ـ 03915232962

ساری ـ کتابفروشی علمدار ـ 09119594191

ساوه ـ کتاب شهر ـ 02552235220

سبزوار ـ کتابفروشی آسمان ـ 05712229633

سمنان ـ کتابفروشی خلاق ـ 02313333487

شاهین‌شهر ـ کتابفروشی پژوهش ـ 03125240168

شیراز ـ کتابفروشی اسفند ـ 07112252876

شیراز ـ کتابفروشی دانش ـ 07112309261

شیراز ـ کتابفروشی دانشگاه ـ 09173187630

شیراز ـ کتابفروشی سمندر ـ 07112356139

شیراز ـ کتابفروشی کتیبه ـ 07112355284

فسا ـ کتابفروشی جبهه کتاب ـ 09178405894

قائم شهر ـ کتابفروشی پارس ـ 01232222671

قزوین ـ کتابفروشی علامه ـ 02812246816

قزوین ـ کتابفروشی مولانا ـ 02812227978

قم ـ خانه کتاب ـ 025178377011

قم ـ کتابفروشی سوره مهر ـ 02517839204

کاشان ـ خانه کتاب ـ 03614450313

کاشان ـ کتابفروشی پاتوق کتاب بهشت ـ 03614457577

کرج ـ کتاب شهر ـ 02634493973

کرج ـ کتابفروشی بهمن کرج ـ 02634437533

کرج ـ کتابفروشی چستا ـ 0263252268

کرج ـ کتابفروشی کافه کتاب ـ 02633553175

کرج ـ کتابفروشی یار مهربان ـ 02634208845

کرمان ـ شهر کتاب ـ 03412224689

کرمان ـ کتابفروشی میعاد ـ 03412252354

کرمانشاه ـ کتابفروشی کیمیا کتاب ـ 08318380507

گرگان ـ شهر کتاب ـ 01712229706

گرگان ـ کتابفروشی جنگل ـ 01712225376

گرگان ـ کتابفروشی نشر شاهد ـ 01712233590

لاهیجان ـ شهر کتاب ـ 01412235445

مشهد ـ کتاب آفتاب ـ 05112222204

مشهد ـ کتابفروشی تولدی دیگر ـ 05117641396

مشهد ـ کتابفروشی علامه ـ 05118426809

مشهد ـ کتابفروشی هیواد ـ 0511223423

همدان ـ کتابفروشی ایران زمین ـ 08118262954

یزد ـ پاتوق کتاب آسمان ـ 03516238476



برچسب‌ها: روایی, حضرت مسلم

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 | 15:59 | نویسنده : جليل صفربيگي

مجموعه ای از رباعی های عاشورایی ام با مقدمه استاد یوسفعلی میرشکاک قراراست به زودی توسط انتشارات سپیده باوران منتشر شود هفتاد رباعی که 28 رباعی آن پیوسته است و بقیه مستقل.اسم این مجموعه را روایی گذاشته ام.

یک رباعی از روایی


این سوی صدای گریه ی راحیل است

آن سوی صدای پرجبراییل است

ای تیر نبر حلق علی اصغر را

تو فکر کن این گلوی اسماعیل است




برچسب‌ها: روایی, عاشورا, شعرعاشورایی, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه پنجم مهر 1391 | 18:45 | نویسنده : جليل صفربيگي

م...

من - آینه ای که روبرویت هستم-

هرآینه گیج و ویج و منگ و مستم

نه!پلک بزن سکوت تو زیبا نیست

با پوست خود حرف بزن با دستم




برچسب‌ها: رباعی جلیل صفربیگی

تاريخ : سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 | 18:51 | نویسنده : جليل صفربيگي

ا...

ابری بده آرام بگیرم در تو

رودی هستم که ناگزیرم در تو...

نزدیک بیا مرا بغل کن آرام

بگذار که آرام بمیرم در تو

 

---

 


برچسب‌ها: جلیل صفربیگی, رباعی, بغلم کن

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 | 13:5 | نویسنده : جليل صفربيگي

د...

درهرخانه تفنگی آویزان است

فانوس و طناب و زنگی آویزان است

آهو بچه ایست می خرامد در شهر

از هرمژه اش پلنگی آویزان است


برچسب‌ها: رباعی, جلیل صفربیگی, پلنگ, آهو

تاريخ : سه شنبه دهم مرداد 1391 | 13:27 | نویسنده : جليل صفربيگي

ر...

راه تو به اینجا که نشستم بخورد

چشم مستت به من که مستم بخورد

چاه نفتی معطل کبریتم

کافی است که دست تو به دستم بخورد

***

چاپ دوم هشت چارانه به زودی توسط انتشارات فصل پنجم منتشر می شود

***

بررسی تطبیقی صدای زن در نمیشنامة تاجر ونیزی از و. شکسپیر و اشعار جلیل صفربیگی (با توجه به نظریه‌های ا. گرین بلات، آ. سین فیلد و پیر ماشری

 

***

گفت و گوی زیر را خبرگزاری کردپرس انجام دادند با من.البته با غلط های چاپی فراوان منتشر شده که گاه خواندن را آزاردهنده و سخت می کند.اینجا گذاشتم شاید به درد کسی بخورد!

این هم نشانی اش:

گفت و گو

هنوز دنبال جای پا می گردم/ گفتگو با جلیل صفربیگی رباعی سرای  ایلامی
"دوست دارم جای پایی بگذارم که هیچکس نتواند پایش را جا پای من بگذارد و هنوز موفق نبوده ام . صادقانه بگویم هنوز خودم دنبال جای پا می گردم ".

کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: "جلیل صفربیگی" در سال 82 وارد جرگه ی رباعی گویان شد و هشت چارانه چکیده ی یک دهه تلاش صفربیگی را در ساحت رباعی در هشت دفتر به نمایش می گذارد. این انتخاب بنا به پیشنهاد شاعر و ناشر صورت گرفته است و سعی دارد سیر حرکت "صفربیگی" را در عرصه ی رباعی امروز به نمایش بگذارد. بدیهی است که این مصاحبه طوری بنیان شده که تا حد ممکن نگاهی جامع به این سیر و حرکت داشته باشد. این گپ و گفت اختصاصی، مربوط به هشت چارانه و هشت کتاب جلیل صفربیگی می باشد و گریزی نیز به دو کتاب سپید ایشان داشته ایم چرا که لازم دانستیم حالا که گردآوری منسجم و موقری از رباعی های ایشان صورت گرفته، این خصوص هم به منظور جذابیت، گفتمان را به چالش کشید.

مصاحبه هایتان را با رسانه ها پیگیری می کنیم، شبیه رباعی حرف می زنید؛ کم، موجز و با ضربه ی پایانی، گاهی هم سکوت می کنید. تعداد اعضای خانواده یتان هم رباعی شده، 4 پاره، چهار عضو. شما روی رباعی اثر گذاشتید، چقدر رباعی روی شما اثر گذاشته است؟

رباعی از شکل ظاهریش و فرمش که پیداست مربع وار هست در واقع آدم را اسیر خودش می کند، این فرم مربعی بر من هم اثر گذاشته و من را هم در چهارچوب خودش اسیر کرده و این از بدی های رباعیه که اینقدر قدرت دارد که نمی گذارد سراغ قالبهای دیگر بروی یا کار دیگری انجام بدهی در حوزه ی شعر، رباعی سایه ی خیلی سنگینی دارد بر شعر من. و تقریبا می شود گفت زاویه های مختلف زندگیم را در رباعی میشود جستجو و آنها را آشکار کرد.

بعضی شادی و دردها مال ماست و بعضی مال مردم، شاعر شریک مالها می شود که شعر می سراید، از خودتان گفتید یا از مردم؟ کشیدید و سرودید یا دیدید و سرودید؟ (هر چند گاهی لمس واضح شادی و درد از طرف خودتان توی رباعیات مشهود است)

من رباعی هایم را زیسته ام، زندگی کرده ام و گاهی اوقات همزمان با آن زیست، رباعی گفته ام و گاهی اوقات بعد از آن رباعی هایی که همزمانی با زیست من داشته اند بهتر، عاطفی تر و صمیمی تر شدن اما وقتی یک مقداری فاصله گرفتن از آن فضا آن صمیمیت، کمتر و رقیق تر شد و هر موقع که دیده ام از دور دستی بر آتش داشته ام رباعی ها ضعیف شدند و یک ضعف آشکاری در آنها مشهود است از همه نظر از نظر ساختشان، هم از نظر محتواشان، همه چیزشان. در واقع آنهای که زیسته شدند که بیشتر رباعی های من هستند آنها صمیمی تر، عاطفی ترند. من هم یکی از همین مردمم، خارج از مردم نیستم اول از مردم بعد دردها و آرزو ها شان به تصویر کشیدم در قالب رباعی که البته محدودیت های خاص خودش را دارد.

گزینش این رباعیات بر اساس معیارهای زیبا شناختی بوده، زیبایی که در فرم و محتوا و پذیرش است. با این گزینش چطور روبرو شدید؟ جاخوردید یا خودتان هم از قبل می دانستید همین شعرها انتخاب می شود. به نظر خودتون در واقع به عنوان یک مخاطب حرفه ای چند درصد از شعرهای هشت چارانه رو به عنوان رباعی های محکم و قوی می دونین؟

من قبل از هشت چارانه چند گزینه رباعی داشته ام از چند نفر از شاعران نامدار معاصر که متاسفانه مقدمه هایی که نوشته بودند غلو آمیز بود بیشتر به داستان پردازی در مورد من و رباعی هام شبیه بود این دوستان لطف کرده بودند و تعریفهای بیش از حد از من و رباعی ها داشتن که خارج از دایره ی واقعیت بود و به مزاج خودم هم خوش نیامد. من ریاضی خوانده ام و رباعی هم تقریبن یک شکل ریاضی وار دارد که نمی شود آدم خودش را گول بزند و صرفا تعریف و تمجید بشنود. من ضعفهای زیادی در حوزه ی رباعی دارم و شاید خودم بیشتر از هرکس دیگر ی این ضعفها را می بینم وقتی مواجه شدم با این مقدمه ها از چاپشان و انتشارشان منصرف شدم. آقای سید علی میر افضلی شاعریست توانا و محققیست برجسته در حوزه ی رباعی  که مخصوصا به ایشان پیشنهاد دادم و گفتم من نیازی به تعریف و تمجید ندارم می خواهم زوایای روشن و تاریک رباعی هایم روشن شود و این زحمت بر عهده ی میر افضلی افتاد که به سلیقه ی خودش گزینش کرده رباعی ها را، این سلیقه ی آقای میر افضلی درباره ی رباعی های من است طبعا هر کس دیگری باشد انتخاب دیگری خواهد داشت یا شاید خیلی از همین رباعی ها را انتخاب کند، من به شخصه مشکلی با انتخاب آقای میر افضلی ندارم ولی طبیعتا اگر خودم گزینش می کردم حتما با گزینش که آقای میرافضلی داشتند تفاوت هایی خواهد داشت به هر حال تبحر آقای میر افضلی و تسلطشان بر رباعی قدیم و جدید این حسن را داشته که مقدمه ی عالمانه ای نوشته بدور از تعریف و تمجید های بی خود و غلو آمیز و به نظر من نقد منصفانه ایی داشته از کارهای من که خودم از این مقدمه استفاده کرده ام، طبعا خیل عظیمی از جوانان که الان رباعی کار می کنند از این مقدمه استفاده خواهند کرد. یکی از نیت های من در این مقدمه این بود که دوستانی که رباعی می سرایند مخصوصا کسانی که از رباعی های بنده تقلید می کنند این مقدمه را بخوانند و انشالله راه گشای آنها باشد.

آقای صفربیگی آیا اصرار شما بر روی یک تم خاص در رباعی مانند تنهایی، فقر، اما زمان و ... باعث تکرار و یا دلزدگی مخاطبان نمی شود؟

ببینید رباعی عوض شده، زمانه عوض شده، همه چیز عوض شده، من به سبک و سیاق قدیم دیگر رباعی نمی گویم. طبیعی است که کار من هم با رباعی های قدیم تفاوت های خیلی زیادی داشته باشد به همین خاطر من گاهی اوقات به اصطلاح پروژه ای کار می کنم. بعضی مضامین هستند که بسیار می شود روی آنها شعر گفت مثلا مضمونی مانند تنهایی یک مضمون است. من در همین چهل، پنجاه رباعی که به مضمون تنهایی پرداخته ام حدودسی، چهل اجرا از تنهایی داشته ام و موضوع تنهایی در هر کدام از این رباعی ها فرق می کند. تنهایی های زیادی هستند که در یکی از رباعی ها هم تبلور یافته:من یک تنم و هزار تا تنهایی. به نظر من مخاطبین می توانند هر کدام تنهایی خودشان را در این رباعی ها ببینند و بعید می دانم تکرار اتفاق بیافتد شاید اگر ما به ادبیات جهان نگاه کنیم نصف بیشترش مضمون عشق باشد ولی هر شاعری آمده از عشق اجراهای متفاوتی داشته. مثلن دیوان حافظ را که نگاه کنیم چیزی جز عشق نیست از اول تا آخر.

اما در هر غزل یک اجرای خاص و جدید از عشق داشته و یک رنگ و بوی خاص داشته. من هم سعی کرده ام رباعی را اینطور نگاه کنم و طبیعتا دچار محدودیت هایی هم می شود آدم، البته این تنهایی ها خیلی بیشتر بودند اما من از بین همه ی تنهایی ها این پنجاه، شصت تا را انتخاب کردم.

معمولا در رسانه ها و محافل ادبی از یک سه گانه در عرصه رباعی نام برده می شود "بیژن ارژن، ایرج زبردست و جلیل صفربیگی" سوالی که شاید برای مخاطبان این سه گانه جالب و کنجکاوانه باشد این هست که چه مراوده ای بین این سه رباعی سرا وجود دارد. وجه اشتراک و افتراق این سه شاعر در چیست؟

من فکر می کنم این سه شاعر توانسته اند خودشان باشند. اگر هر کسی در هر قالبی بتواند خودش باشد به نظر من شاخصه پیدا می کند. متشخص می شود. حال این تقسیم بندی ها هم زمانبردار است یعنی 5 سال دیگر نمی شود گفت ارژن، صفربیگی، زبردست شاید افراد دیگری بیایند و جای اینها را بگیرند و آن شاخصه های شعریشان برجسته تر باشد. متاسفانه در حوزه رباعی مخصوصا جوانان ما خیلی عجله می کنند که تشخص پیدا کنند و همین باعث می شود آنها تشخص لازم را پیدا نکنند و فعلن نامها محدود شده اند در حوزه رباعی اما خیل عظیمی هستند از شاعرانی که رباعی کار می کنند و در یک ماراتون در واقع شرکت می کنند آخرهای ماراتون که می شود تعداد اندکی خودشان را از بقیه جدا می کنند. شاید این تعداد اندک به ده نفر هم نرسند که طبیعی است فضای کارشان در ذهن و زبانشان و شاخصه ها و مولفه های شعرشون با دیگران تفاوت دارد. این تفاوت هایی هست که آنها را برجسته می کند خب ما از نظر شعری بیشتر با هم مراوده داریم و من هم ایرج زبر دست عزیز و هم بیژن ارژن عزیز را خیلی دوست دارم، رباعی هاشان را دوست دارم، کارهاشان را با جدیت و با شدت پیگیری می کنم و این دو عزیز حق زیادی برگردن رباعی فارسی دارند به نظر من .مخصوصا رباعی معاصر.

آقای صفربیگی به نظر شما جامعه ی امروز ما چه احتیاجی به قالب رباعی دارد؟ به عبارتی احیای دوباره ی این قالب بر اساس چه نیازی صورت گرفته است؟

اگر اینطور نگاه کنیم اصلا چه نیازی به شعر هست. اگر شعر نباشد به کجا بر می خورد. اینطور اگر نگاه کنیم باید تقریبا فاتحه ی همه شعر و همه هنر را بخوانیم بر اساس نیاز نیست شاید من نفرهم احساس نیاز به یک هنری بکند شاید کافی باشد من رباعی احساس نیاز می کنم، حرفم را میزنم، قالب ها مهم نیستن نحوه ی بیان و نحوه ی ارائه اثر هنری مهمه. یک اثر موسیقیای ممکن است تاثیر بیشتر از یک شعر در آدم داشته باشد حتا نوع هنر آن را نه هنری هم مهم نیست، مهم آن تاثیر است که بر روح و روان آدمی می گذارد. خدارو شکر امروزه هنر دیگر فایده ای مادی دیگری هم ندارد و بیشتر هنر خیلی نیاز دارد و رباعی هم یکی از قالبهایی است که میشود عواطف و احساسات را دردها ونجها را در آن گنجاند و به اصطلاح باری از روی دوش روح آدمی برداشت.

یکی از ویژگی های شعر صفربیگی داشتن نو آوریست آیا به نظر خودتون این نوآوری توانسته تاثیر ماندگار بر قالب رباعی داشته باشد؟

 من هنوز احساس می کنم تمرین می کنم و زود است که بر قالب رباعی تاثیر گذار باشم. رباعی عمری هزار ساله دارد و این هزار سال تحولات بزرگی را به خود دیده است ولی هنوز از جایش تکان نخورده و دوره های مختلفی را هم طی کرده؛ این دوره ای که ما اکنون در آن قرار داریم به نظر من یک دوره ی گذاربرای رباعی است و نکات خیلی مهمی است که باید به آنها توجه کنیم. ما در عصری قرار داریم که در صد سال اخیر هنرهای بزرگ و مهمی خلق شده اند. سینما با آن عظمت و رمان با آن عظمت؛ و باید به رباعی بعد از سینما و رمان اینگونه نگاه کرد و شاید بتوان گفت که رباعی امروز یک رباعی مدرن است. مدرن به معنای شهری اش، رباعی شهری دارد شکل می گیرد فکر می کنم رباعی های من یکی از نمونه هایی باشد که رباعی شهری را تبلیغ می کند و بیان می کند و این رباعی طبیعتا تفاوت هایی اساسی با رباعی قدیم از نظر محتوا، نو آوری ها، حرفها، تصاویر دارد. قالب همان است ولی حرفهای دیگری می آورد که آن حرفهای قدیم نیست.

به نظر خودتان تا چه حد توانسته اید جای پایی را به جا بگذارید تا شعرای جوان در مسیر قدمهایتان پا بگذارند؟

راستش را بخواهید من دوست دارم جای پایی بگذارم که هیچکس نتواند پایش جا پای من بگذارد و هنوز موفق نبوده ام در این ضمینه. صادقانه بگویم هنوز خودم دنبال جای پا می گردم اینکه مثلن یک تعداد مجموعه چاپ شده است یا خیلی ها اکنون از رباعی من تقلید می کنند مسئله ی مهمی نیست. ده سال بعد، بیست سال بعد، یک سده بعد است که معلوم میشود که آیا رباعی من توانسته کاری بکند یا نه. من هنوز خودم به هیچ وجه از رباعیم راضی نیستم و در حال تمرین برای به رسیدن به آن جای پا هستم.

چرا از عنصر طنز آن هم یک طنز دست نخورده و بکر تو رباعیاتون استفاده کرده اید؟ آیا فقط به خاطر جذب مخاطب بوده؟ یا در جامعه ی ما به این دست رباعی ها نیاز داریم؟ یا فقط بخاطر تاثیر بیشتر و عمق حرفهایی است که برای گفتن دارین؟

راستش نمی دانم به خاطر چه چیزی بوده که طنز در درون من هست و این ناخود آگاهی که با طنز آغشته شده طبیعتا در شعرها هم تاثیر می گذارد. تاثیر ناخودآگاه آدم بر شعر مشهود است. طنز عنصر و مولفه ی خیلی مهمی است و من به خاطر اهمیتی که دارد سعی کرده ام هم به صورت خودآگاه و هم ناخودآگاه در باعی هایم به کار ببرم. شاید یکی از شاخصه های شعری من طنز باشد و این طنز به رباعی من خیلی کمک می کند که شخصیت داشته باشد. مثلن خیام یک طنز عمیق و فلسفی دارد. این طنز باعث شده که در میان دیگر شاعران فارسی شاخص بشود و من سعی کرده ام طنز را به شکل اجتماعی تر و جزئی تر استفاده کنم که در بعضی جاها موفق بوده و در خیلی جاها ناموفق. البته طنز راه رفتن بر لبه ی تیغ هم هست باید مواظب باشیم که بر ورطه ی فکاهه نیفتیم و از آن طرف به لودگی نرسیم که حرمت طنز و قدرت طنز حفظ شود. طنز راه باریکه ای است که باید با دقت از آن عبور کرد.

اگر فلش بک می خوردید به دفتر اول چه می کردین و چه نمی کردین؟

من همین کارها را می کردم بدون شک و هیچگاه پشیمان نیستم از راهی که در رباعی رفتم و فکر می کنم این راه راه من است با همه ی بدی هایش، ضعف هایش، و ایرادهایش.

بین قالب هایی که تا الان کار کرده اید چرا رباعی را انتخاب کرده اید و عمده فعالیت هایتان را در این قالب می ریزید؟

من حس کردم که در رباعی بهتر می توانم کار کنم این که من بخواهم قصیده بگویم، غزل بگویم، دوبیتی، رباعی و در همه قالبها پراکنده باشم شاید استعدادم هرز شود، شاید من استعداد قصیده گویی یا غزل گویی را نداشته باشم. حس کردم که در رباعی و شعر سپید بهتر می توانم حرفم را بزنم. البته شعر سپید کوتاه و به هر حال شاید دلیل خاصی هم نداشته باشد.

صفربیگی رباعی سرا چه تفاوتی با صفربیگی سپید سرا دارد؟

به نظر من هیچ تفاوتی ندارد. من در رباعی هایم سعی کرده ام از عناصر سپید به نفع رباعیم استفاده کنم و تا حدود زیادی این کار را کرده ام. در خیلی از رباعی هایم ردپای شعر سپید هست و شاید اگر وزن و قافیه را از آن بگیریم هیچ اتفاقی نیفتد و یک شعر سپید باقی بماند و این به نظر من از قدرت رباعی است که می تواند از عناصر محوری بعضی قالب های دیگر مثل شعر سپید استفاده کند. ما ناچاریم با قالب ها ی مدرن و نو مراوده داشته باشیم و این به نفع قالبهای کلاسیک است.

شما کتاب هایی مثل "عاشقانه های یک زنبور کارگر" و "شترها از فینیقیه شیشه آوردند" را به عنوان شعرهای سپیدتون چاپ کردید، نظرتون راجع به روند شعر سپید چیه؟

شعر سپید متاسفانه حضور قوی و ملموسی در ادبیات و زندگی مردم ما ندارد. هنوز که هنوز است شعر کلاسیک جایگاه و پایگاه اول را در ذهن و زبان و اندیشه ی مردم ما دارد و این نه از ضعف شعر سپید بلکه از ضعف شاعران سپید سرای ماست شاید دهه ی بعد اسمی از شاعران سپید سرایی که الان برای ما غول هستند باقی نماند. به نظر من در حوزه ی شعر سپید جز فروغ و شاملو و البته بعضی ها مثل احمد رضا احمدی، هیچ اتفاقی نیفتاده.

"ذهنیت سپید" یعنی ذهن سپید گرایی که شما دارید چقدر در رباعی هایتان تاثیر گذار بوده است؟

عرض کردم که خیلی این مراوده به کمک رباعی هایم آمده و حتا در شعرهای سپید هم آن فرم رباعی وار حضور دارد. شعرهای سپید من در واقع رباعی هایی بودند که نتوانستم رد قالب رباعی بیاورم و شالید خیلی از رباعی هایم هم شعرای سپیدی باشند که لباس وزن و قافیه به خودشان گرفته باشند

 "هشت چارانه" را ثبت لحظه ی لبخند جلیل توی هشت دفترش می دانم که شکارچی لحظه اش سید علی میر افضلی گرامی بوده، با نگاه به این قاب، بیشتر یاد چه می افتید؟ از لحظه هایی که اثرتان را خلق می کردید خاطره ای در ذهنتان ثبت مانده اگر بفرمایید؟

راستش را بگویم من به گذشته فکر نمی کنم. اثری که خلق شده مرده من نگاهم را به جلو است و هر کتاب هم که چاپ می کنم یک شورش علیه کتاب قبلیست و سعی می کنم کتاب قبلی از ذهن و زبانم فراموش شود من با چاپ هر کتاب و هر اثر سعی می کنم خودم و گذشته ام را نقد کنم و رباعی های قبلیم را شاید اگر راستش را بگویم هیچ کدام از کتاب های قبلی دیگر دلخواه من نیستند.

جلیل شاعر را کنار بگذارید، حالا با آقای صفربیگی معلم ریاضی با شعر مواجهه کنید با هشت دفتر این شاعر. خُب در فضای جدیدی این سوال که شما مخاطب شعرهای "جلیل" هستید قرار بگیرید: شعرهای جلیل را خوانده اید؟ نظرتان راجع به اش چیست؟و بین تمام مجموعه هایی که چاپ کرده کدام را بیشتر دوست دارید؟

به نظر من صفربیگی شاعریست در راه همانطور که خودش در یکی از رباعی هایش گفته ... راهم راهم راهم ... شاید هنوز در ابتدای راه باشد و حسنی که دارد اینست که خودش را رسیده به هیچ جا نمی داند و اگر زمانی احساس کند که به جایی رسیده توقف می کند و دچار سکون می شود. صفربیگی خود نقدی دارد و نقد پذیر است و از نقد دیگران هم استفاده می کند و به نظر من با شعرهایش بی رحمانه مواجه می شود و هیچکدام از دفترهای شعر او قانع کننده نیستند و شاخص نیستند و هنوز خیلی راه مانده تا صفربیگی به آن شعر و آن رباعی که مد نظر است و رباعی خوب است برسد شاید در بین پانصد، ششصد رباعی که گفته پنج یا شش رباعی خوب باشد ولی این میزان رباعی به نظر من حداقل است و هنوز صفربیگی سیاه مشق می نویسد و تلاش می کند به آنجایی که شاید هیچوقت به آن نرسد برسد.

اگر صحبتی مانده بفرمایید.

نه؛ مصاحبه ی جامع و کاملی بود من هیچ گاه این همه مفصل حرف نزده ام.

گفتگو: فاطمه عبداللهی


برچسب‌ها: هشت چارانه, جلیل صفربیگی, گفت و گو با جلیل صفربیگی

تاريخ : شنبه سی و یکم تیر 1391 | 12:29 | نویسنده : جليل صفربيگي

د...

درپوست من برو مرا ویران کن

از رگ های من آتش آویزان کن

تاکی هستم که در خودم یخ زده ام

سرمای مرا بگیر تابستان کن

 

***

هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب توسط انتشارات سپیده باوران منتشر می شود.

 


برچسب‌ها: هزج