X
تبلیغات
واران
تاريخ : دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 | 17:17 | نویسنده : جليل صفربيگي
مغموم و شکسته بال و سرد و کسلم

انگارغمت سرشته باآب و گلم

دلتنگی تو کوه دماوند شده

که بسته شده به پای گنجشک دلم



برچسب‌ها: دلتنگی های جلیل, دلتنگی, جلیل صفربیگی

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 8:36 | نویسنده : جليل صفربيگي
تومغولی

من نیشابورم

درحال سقوط


تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 13:25 | نویسنده : جليل صفربيگي

 

چشمان تو روشنای خورشید من است
پایان شب سیاه تردید من است
روزی که بیایی اول فروردین
شعری که بخوانی تو،رباعید من است


تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 17:39 | نویسنده : جليل صفربيگي

تقویم فقط دور خودش می چرخد
نه! عید بعید است بیاید بی تو



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 15:43 | نویسنده : جليل صفربيگي



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 15:42 | نویسنده : جليل صفربيگي


تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 15:41 | نویسنده : جليل صفربيگي


تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 14:13 | نویسنده : جليل صفربيگي




تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 14:11 | نویسنده : جليل صفربيگي



تاريخ : جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 8:24 | نویسنده : جليل صفربيگي
سد گریه اند چشم های من
رودهای اشک
پشت پلک های من
جمع می شوند
کافی است
چشم واکنم نبینمت


تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 9:16 | نویسنده : جليل صفربيگي
کمی ازمرابده
بروم کمک بیاورم
عاشقت بشوم


تاريخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 13:42 | نویسنده : جليل صفربيگي

 

منتظرم جنگ جهانی سوم اتفاق بیفتد
به جنگ بروم
اسیر بشوم
و از زندان
نامه های عاشقانه برایت بفرستم

برچسب‌ها: شعرسپید, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 15:4 | نویسنده : جليل صفربيگي

آنات دوباره راه اندازی شد


سایت آنات با نشانی جدید

www.aanaat.ir

به روز شد


برچسب‌ها: آنات

تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 19:51 | نویسنده : جليل صفربيگي
مرغی هستم بال و پرم ازسنگ است

روحم فلز  است و پیکرم ازسنگ است

پروازچگونه می توانم بکنم 

وقتی که تمام باورم ازسنگ است



تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 18:25 | نویسنده : جليل صفربيگي

از چوب درخت های فرتوتی که...

بر شانه ی من گذاشت تابوتی که...

تنهایی و عشق و درد، مخلوطی که...

مرگ است به زندگی چه مربوطی که...


برچسب‌ها: هزج

تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن 1392 | 16:25 | نویسنده : جليل صفربيگي

  1. هزج منتشرشد.مجموعه ای شامل شصت رباعی که می توانند سرآغازی برای رباعی سرایی خودم و دیگران باشند.تجربه هایی برای نخستین باردراین قالب زیبای شعرفارسی .هزج راانتشارات فصل پنجم منتشرکرده.ازحبیب محمدزاده عزیز ممنونم که طراحی جلد کتاب را متقبل شدند

برچسب‌ها: هزج, مجموعه رباعی, جلیل صفربیگی

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 | 10:10 | نویسنده : جليل صفربيگي

هی غلت زدم در خود و غلتک خوردم

مشت و لگد بزرگ و کوچک خوردم

در بند تو در پای دماوند توام

یک عمر من از تو لاک پشتک خوردم


برچسب‌ها: هزج, جلیل صفربیگی

تاريخ : جمعه بیستم دی 1392 | 10:38 | نویسنده : جليل صفربيگي


  1. خودم رابه فروش گذاشته ام
    چوب حراج زده ام به رویاهایم
    کسی بیایدمرابخرد
    برنگرداند
    رودخانه ای درسرم دارم
    پرازقرل آلای دیوانه
    خوابهایی
    که خواب شان را حتی کسی ندیده
    درخت انگوری درسینه دارم
    مست...
    سرازشانه هایم درآورده
    دختران همسایه ازانگورهایش می چینند
    چندتاکلمه دارم
    که بیشترشان دوستت دارم است
    چندشعر
    که هنوزجایی نخوانده ام
    وچتری که هیچ بارانی بغلش نکرده
    درسرم رویاهای زیادی دارم
    اتاقی کوچک
    ویک تنهایی بزرگ
    آنقدربزرگ
    که همه ی اینهارادرخودگم کرده است

برچسب‌ها: بی تنها, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه یازدهم دی 1392 | 14:27 | نویسنده : جليل صفربيگي

جیبم پراز رد پاست-بودای کرد-عکس یادگاری با مرگ


شعر کردی جنوبی قرن هاست در روح و جان مردم کرد زبان رسوخ و نفوذ کرده و منعکس کننده ی آلام و آرزوهای قوم کرد بوده وهست.گویش کردی جنوبی از گویش های چندگانه ی زبان  شیرین کردی است که ظرافت ها و ظرفیت های زیادی دارد.خوشبختانه در یکی دو دهه ی اخیر روح تازه ای در شعر کردی دمیده شده و شاعران توانایی به سرایش در قالب های مختلف آن مشغولند.من نیز حدود ده دوازده سال پیش تجربه هایی در قالب دوبیتی کردی داشتم که حدود هفتاد دوبیتی ماحصل آن دوران بود.خوشبختانه شاعران توانا و بزرگی ظهور کردند که احساس کردم نیازی به حضور کسی چون من که شعر کردی را از این عزیزان زیباتر و پخته تر نمی سرایم نیست و ترجیح دادم خدمتم را به زبان مادری ام در بخشی انجام دهم که کسی آستین همت بالا نزده بود.ابتدا تعداد محدودی از دوبیتی های عالیجناب فرهاد شاهمرادیان را ترجمه کردم که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی مواجه شد و در کمتر زمانی تجدید چاپ شد.تو کنارآتشی من برف پارو می کنم 

متاسفانه یکی از ضعف های عمده ی شاعران کردی جنوبی عدم انتشار اشعارشان است که این ضعف در بسیاری جهات باعث قطع ارتباط مخاطبین و منتقدین و علاقمندان به شعر و ادبیات این منظقه شده.چند سالی است که خداروشکر دوستان شاعر آستین همت بالا زده اند و یکی یکی آثارشان را منتشر می کنند و هردم از این باغ بری می رسد.من هم بنا به همان وظیفه ای که ذکرکردم دست به ترجمه ی شعرهای سه نفر از شاعران جوان و پیشرو شعرکردی جنوبی زده ام.در مقدمه ی کتاب ها-به جز کتاب فرهاد- به صورت تفصیلی راجع به مشخصات و مولفه های شعری این عزیزان نوشته ام و اینجا دیگر تکرار نمی کنم.همین قدر می گویم که که شعرها بسیار زیبا و خواندنی اند و طبیعی است !که ترجمه نتواند حق مطلب را ادا کند .اما خدارا شکر پشت و روی قالی هردو در معرض دیدند و پشت گردوخاک گرفته ی این قالی های پرنقش و نگار حاصل کارمن است که واضح است قابل قیاس با روی آنها نیست.به هرترتیب خدمتی است کوچک و ادای دینی اندک به زبان مادری ام .امید که ضعف های کارم را در ترجمه های بعدی تکرار نکنم.برای فرهاد شاهمرادیان عزیز، حسین شکربیگی عزیز و سامان بختیاری عزیز و خودم آرزوی توفیق دارم.

نکته قابل ذکر درباره این کتاب ها این است که این سه اثر از طرف شاعران و مترجم آنها تقدیم شده اند به سه تن از بزرگان و سرمایه های شعر ایلام.قوم کرد همواره به احترام به بزرگان و پیشکسوتان و ریش سفیدانش مشهور است و بزرگان-در هرسن و رشته و جایگاهی- در بین قوم کرد جایگاهی بس بلند و ارزنده دارند و هر قوم و طایفه ای هم به بزرگانش سرپا و زنده است.اگرچه این سه استاد ارجمند جوان هستند و حداکثردوران میان سالی عمربابرکتشان را می گذرانند اما برای من و شاعران جوان ایلام پیرانی راه رفته و چراغ هایی روشن و پرنورند.-پیر در فرهنگ کردی به بزرگ و استاد و ماموستا نیز اطلاق می شود-عزیزانی که سال هاست خالصانه و صادقانه به تربیت شاعران و نویسندگان ایلامی مشغولند و حق بزرگی بر گردن شعر و ادبیات کردی و فارسی ایلام دارند.البته این عزیزان هریک نامی آشنا در ادبیات و شعر امروز ایران نیز هستند.ظاهر سارایی، بهروز یاسمی و حبیب الله بخشوده.

این عزیزان را از عمق جان دوست داریم و شاگردی شان را افتخاری برای خود می دانیم.برای این اساتید گران سنگ آرزوی توفیق و سلامتی دارم و امیدوارم این کار ادای دین کوچکی باشد به این عزیزان اگرچه ران ملخ بردن است پیش سلیمان.

متن دو زبانه کردی-فارسی کتاب های ذکر شده را می توانید از انتشارات فصل پنجم ابتیاع کنید



برچسب‌ها: جیبم پراز رد پاست, بودای کرد, عکس یادگاری با مرگ

تاريخ : سه شنبه دهم دی 1392 | 15:41 | نویسنده : جليل صفربيگي


  1. برای زنان سرزمینم
    ---------
    زبان درنیام
    لام تاکام
    خلاف شمشیرتان حرفی نمی زنیم
    زنیم
    پیداشده ازدنده ی چپتان
    زنده به گورپدرمان خندیدیم
    عروسیاه شماییم قربان
    پارسیانه تازیانه بزنید...
    زنیم
    صیغه ی امرزدن
    دربارهای تان می رقصیم
    شماشرابتان رابنوشید
    سایه تان مستدام قربان
    زنیم نیم
    کنیز نیز
    ***
    (بی تنها

برچسب‌ها: بی تنها, جلیل صفربیگی

تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 12:8 | نویسنده : جليل صفربيگي
تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 9:34 | نویسنده : جليل صفربيگي
  1. رد پایت مانده روی برف های کوچه مان

    کاش نه برفی ببارد نه بتابد آفتاب

برچسب‌ها: بیت

تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 9:33 | نویسنده : جليل صفربيگي
  1. کیستم من؟ روح سرگردان باغ

    روزها گنجشکم و شب ها کلاغ

برچسب‌ها: بیت, جلیل صفربیگی

تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 9:31 | نویسنده : جليل صفربيگي


  1. گرچه هستم با سلیمان دورم از جای خودم

    مثل بسم الله الرحمن الرحیم توبه ام

برچسب‌ها: تک بیت جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 17:16 | نویسنده : جليل صفربيگي
  1. ما کیفوران شهر کافورستان

    خاموشان محله ی کورستان

    بی فاتحه و بدون زائر ماندیدم

    جمجمعه ی دیگری در این گورستان

    از مجموعه (هزج)

برچسب‌ها: هزج, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 17:15 | نویسنده : جليل صفربيگي


  1. رفته بودم به جنگِ جنگ تا پیروز برگردم

    برگشتی شدم

    کمین ضد نفر خوردم

    خمپاره پاره شدم

    حالا
    ...
    بغل حوری در هویزه ام

    باد

    در استخوا ن هایم لانه کرده است

برچسب‌ها: بی تنها, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 17:14 | نویسنده : جليل صفربيگي


هزج


  1. ما را که خماریم به کافور انداز

    در شط شراب و جوی انگور انداز

    ما لنگه به لنگه ایم ای مرگ بیا

    از پا درمان بیاور و دور انداز



برچسب‌ها: هزج

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 17:13 | نویسنده : جليل صفربيگي


  1. زمستان یعنی

    تو رفته ای

    بهار باغ دیگری شده ای

برچسب‌ها: بی تنها, جلیل صفربیگی

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 17:11 | نویسنده : جليل صفربيگي


  1. یخبندان عظیمی است

    خورشیدیخ زده

    ماه یخ زده

    آدمها یخ زده اند

    تنهایی کولاک می کند
    ...
    نه کبریت بوسه ای

    نه گرمای دستی

    کسی سراغی

    چراغی از کسی نمی گیرد

    پتویی نیست دور خورشید بپیچیم

    ملافه ای دور ماه

    آه

    اجاقی در هیچ خانه ای روشن نیست

    گنجشک ها با آوازهای یخ زده

    در آشیانه هایشان مرد ه اند

    درخت های خمیده

    چمدان به دست

    در ایستگاه یخ زده اند

    قطار روی ریل مرده

    و اسب هایی

    که هیچ بخاری از آ نها بلند نمی شود

    یکی یکی

    رویاهای فریز شده مان را در می آوریم

    آتششان می زنیم

    شاید گرممان کنند

    کنار خاکسترشان یخ می بندیم


برچسب‌ها: جلیل صفربیگی, بی تنها

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 17:10 | نویسنده : جليل صفربيگي

  1. پدربزرگم شکارچی گوزن بود

    پدرم نیز

    بردیوارخانه مان شاخ هیچ گوزنی نیست

    خانه را

    پوست پلنگ برداشته است

برچسب‌ها: بی تنها, جلیل صفربیگی